محمد قنبرى
369
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
چهار . فطرت ، قابل تقويت يا تضعيف است و تقويت و تضعيف آن ، بستگى تام به چگونگى انديشه و عمل انسان دارد . گفتنى است كه امروزه تحقيقات روانْ شناختى ، وجود كششهايى را در روان آدمى كه برخاسته از قوّهاى خاص در روان يا همان فطرت است تأييد مىكند . ميل به زيبايىها ، عشق به كمال مطلق ، كشش مذهبى ، عدالت خواهى و . . . از سويههاى فطرت برشمرده شده است . « 1 » حضرت امام رحمه الله در لابه لاى مطالب كتاب خود ، دربارهء فطرت ، مطالب گرانسنگى ارائه نموده است . ايشان اعتقاد دارد كه انسان ، داراى دو نوع فطرت است : فطرت اصلى كه عشق به كمال است ، و فطرت فرعى كه تنفّر از نقص است و ساير فطريات آدمى ، از اين دو فطرتْ نشئت يافته است : . . . حق تبارك و تعالى با عنايت و رحمت خود ، به يد قدرت خود كه طينت آدمِ اوّل را مخمّر فرمود ، دو فطرت و جبلّت به آن مرحمت نمود : يكى اصلى و ديگر تَبَعى . . . و آن دو فطرت ، اصل و پايه جميع فطرياتى است كه در انسانْ مخمّر است و ديگر فطريات ، شاخهها و اوراق آن است . يكى از آن دو فطرت كه سِمت اصليت دارد ، فطرت عشق به كمال مطلق و خير و سعادت مطلقه است كه در كانون جميع سلسله بشر ، از سعيد و شقى و عالم و جاهل و عالى و دانى ، مخمّر و مطبوع است . . . و ديگرى از آن دو فطرت كه سمت فرعيت و تابعيت دارد ، فطرت تنفّر از نقص و انزجار از شرّ و شقاوت است كه اين ، مخمّر بالعرض است . « 2 » امام رحمه الله ، معتقد است كه عشق به كمال است كه انسانها را به سوى اتّصاف به كمالات مىكشاند و آنچه باعث اختلاف انسانها در اتّصاف به كمالات شده ، اختلاف آنها در تشخيص كمال مطلق است . به گفته ايشان : آن فيلسوف عظيم الشأن كه عشق به فنون فلسفه دارد و همه عمر خود را
--> ( 1 ) . تفسير نمونه ، جمعى از نويسندگان ، پيام قرآن ، ج 1 ، ص 122 - 123 . ( 2 ) . شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 76 - 77 .